خیابون شرکت ما یک طرفه است ولی چون خیابون نسبتا پهنی یه کسی به تابلوی ورود ممنوع توجه نمی کنه و در واقع یه خیابونه دو طرفه به حساب می یاد. من طفل معصومه گناهیه بیچاره غافل از سرنوشته شومی که منتظرم بود گفتم بیام هم رنگ جماعت شم و بیخیال جامعه مدنی، مثل هزاران آدمی که دارن این کار رو می کنن من هم ورود ممنوع برم. تو پرانتز اینکه نوبت دکتر داشتم و باید خودم رو سریع می رسوندم. ولی از اونجایی که این کارا به من نمی یاد و اگه برم دریا آبش خشک می شه، یک بنز آخرین مدل با یه راننده خرس خیکی چاق(خیلی بددهنم ولی اصلا پشیمون نیستم تازه اینایی که گفتم کمشه ) از راه رسید و راه من رو بست و شروع کرد بد و بیراه به من گفتن که چرا ورود ممنوع اومدی من هم ازش عذرخواهی کردم ولی اصلا گوشش بدهکار نبود می گفت" من کنار برو نیستم اگه می تونی رد شو " من هم پیش خودم حساب کتاب کردم که اگه رد شم ماشین این یارو(بنز آخرین سیستم) و خودم وبغلی که کنار خیابون پارک کرده رو قطعا داغون می کنم و کلی باید خسارات بدم. گفتم ببین آقا اگه من رد شم ماشینت داغون می شه می دونید چی به من گفت مرد گنده بی تربیت گفت دلم می خواد بزنی به ماشینم تا بندازمت زندان. من هم حسابی خودم و باختم و خشکم زد راننده های دیگه ای که پشت این آقا گیر کرده بودند اومدن باهاش صحبت کردن که "قربونت بیا کنار بذار این بنده خدا رد شه" که چشمتون روز بد نبینه گوشتون چیز بد نشنوه شروع کرد جوری به اون راننده ها فحش دادن که دمشون و گذاشتن رو کولشون و ترجیح دادن که برن تو موشینشون بشین. من هم بغضم گرفته بود و خیلی سعی می کردم جلوی خودم و بگیرم تا اشکم در نیاد که همین موقع موبایلم زنگ خورد و تا دیدم امیر شروع کردم بدون هیچ مقدمه ای پشت تلفن زار زدن که" اگه تو اومده بودی الان این آدم بی شعور به من فحش نمی داد." حالا به این کار ندارم که امیر بنده خدا نفهمید من چی دارم می گم و فکر کرد که چه اتفاقی برای من افتاده که دارم پشت تلفن به اون فحش می دم ولی همین تلفن باعث شد که اون یارو شکم گنده ندید بدید تازه به دوران رسیده ...(و چند تا فحش خیلی بی ادبی دیگه) فکر کنه که کسی داره میاد دنبال من و دمش و گذاشت رو کولش و رفت. من هم تا دلتون بخواد زار زدم و اینقدر گریه کردم از غصه، که هنوزم چشام ورم داره. آخه این شانس که من دارم هان!
پ.ن. به نظر امیر من خیلی از موضع ضعف با اون مرد گنده بی شعور برخورد کردم باید بهش می گفتم "من مقصرم وایسیم پلیس بیاد."
پ.ن. دیشب تا صبح خوابم نبرد تا صبح همش قیافه اون غول بی شاخ و دم جلوی چشم بود.
+ نوشته شده در یکشنبه ۳ دی ۱۳۸۵ ساعت 7:48 توسط قاصدک
|